آخرین خبرها

وظایف و اهداف حراست

وظایف و اهداف حراست

حراست پشتوانه ای محکم برای سلامت جامعه اداری وظیفه اصلی حراست،مواظبت از سلامت سازمان است.چرا که هر سازمانی جهت نیل به اهداف خود به سلامت درونی و بیرونی نیاز دارد.از آنجا که سلامت هر سازمان همواره در معرض آلودگی ها و تهدید های درونی و نفوذی است،برای حفظ سلامت و پیشگیری از آلودگی ها نیازمند برنامه ای هستیم که با دقت زیاد اولاً:از فوذ آفت ها به داخل سازمان جلوگیری کند.ثانیاً:با تشخیص و شناخت آفت های درونی،زمینه های علاج به موقع و سلامت سازمان را فراهم سازد. بنابراین حضور حراست در عرصه فرآیند های سازمانی،همواره در جهت دستیابی به دو هدف عمده زیر است:

۱- هدف کلان و راهبردی:حفظ و ارتقای توان حفاظتی و امنیتی سازمان به منظور پیش برد اهداف سازمان.

۲- اهداف عملیاتی:همراهی و مساعدت مدیران با ارائه مشورت های موثر و اطلاع رسانی به موقع،اعمال نظارت ها و انجام اقدام های موثر جهت حفاظت همه جانبه از ایمنی و سلامت منابع سازمان.

وظایف مدیریت حراست برای رسیدن به اهداف

 ۱-    اطلاع رسانی به موقع از وضعیت مجموعه به مراجع ذیصلاح.

۲-    حفاظت از اماکن،تأسیسات و تجهیزات.

۳-    حفاظت از اسناد.

۴-    حفاظت از کارکنان.

۵-    انجام مأموریتهای محوله.

حراست به عنوان مشاور مدیریت:حراست بعنوان چشم مدیر در سازمان و با توجه به اشراف اطلاعاتی که به مجموعه دارد می توتند مشاور خوبی برای مدیریت محسوب شود.البته بسیار روشن است که مسئولین حراست،زمانی می توانند در این خصوص موفق باشند که از  علم،تخصص،درایت و روشن بینی خوبی برخوردار باشند.  حفاظت از پرسنل:وظیفه نیروی انسانی،رسیدن به اهداف سازمانی است ولی وظیفه حراست ها حفظ سلامت نیروی انسانی است.احقاق حقوق کارمندان:از نظر علم مدیریت،سازمانی می تواند موفق و پویا و پیش رو باشد که کارکنانی با انگیزه و راضی داشته باشد،زیرا از کارمند و یا کارگر ناراضی،خلاقیت و ابتکار بوجود نمی آید.بنابراین می بایست به منشأ نارضایتی های کارکنان توجه نموده و چنانچه این نارضایتی ها ناشی از سوءمدیریت مدیر مجموعه باشد نسبت به توجیه مدیریت و اصلاح روش آن اقدام کند.بدیهی است حراست می تواند از این طریق،خدمات قابل توجهی به مدیریت،کارکنان مجموعه و در کل به نظام مفهومی اسلامی ارائه نماید.احقاق حقوق ارباب رجوع:یکی از دلایل تأسیس ادارات ،سازمانها و ارگانها،ارائه خدمات به مردم می باشد و از طرف دیگر توجه و دقت در رضایتمندی ارباب رجوع.شایسته سالاری(کمک به انتصاب افراد شایسته):طبق قانون انتصاب مسئولین به پست های حساس و مسئولین بخش های مختلف اداری باید پس از تعیین صلاحیت حراست دستگاه صورت گیرد.

 نقش حراست در پیش گیری از وقوع تخلف ها

سه نقش اصلی حراست به منظور پیشگیری از وقوع تخلف ها در سازمان به شرح زیر می باشد:

۱-    نقش هشدار دهنده یا پیشگیری کننده.

۲-    نقش اصلاح کننده یا درمان کننده.

۳-    نقش جدا کننده از مجموعه.

این وظیفه خطیر از جهاتی شبیه به نهادهای بهداشتی درمانی است چنانچه این در ابتدا سعی بر آن دارد که ابتدا از هر آلودگی و بیماری پیشگیری نماید و در مرحله بعد اگر احتمالاً کسی آلوده شد او را درمان نماید و در نهایت اگر دو روش قبلی موثر واقع نشد او را همچون یک عضو مرده و فاسد شده بدن از سیستم جدا کرده و دور بیاندازد،چنین نقشی را حراست در سازمان ایفاد می کند.حراست در هر سازمان با پیش بینی نوع تخلف هاو جرایمی که ممکن است در آن سازمان به وقوع به پیوندد سعی می کند به احاء مختلف،چشم و گوش کارکنان آن سازمان را به روی دام ها و کمین های سر راه گشوده و آنها را هوشیار و آگاه سازد.

با این کارها:

اولاً- جلوی خسارت های احتمالی که مسلماً هزینه های سنگینی برای سیستم در بر خواهد داشت گرفته می شود.

ثانیاً- به این وسیله جلوی انتشار تخلف ها و انحراف ها در بین کارکنان گرفته می شود. حفظ سلامت مدیریت به معنای یک جایگاه حاکمیتی در خدمت سازمان و مجموعه حفظ سلامت مدیریت به معنای یک جایگاه حاکمیتی در خدمت سیستم یکی از مصادیق به خطر افتادن سلامت یک مدیریت،مدیر ضعیف در یک مجموعه می باشد که اینگونه مدیران خود موجب بروز فساد اداری می شوند.این مدیران به دلیل عدم اشراف بر مسائل سازمان و همچنین عدم توانایی در هدایت و کنترل،خود به خود مشکل ساز خواهند بود. برخی از ویژگی های مدیران ضعیف عبارت است از:

–  کم تجربه بودن.

–  قدرت اندیشی و اقتدار طلبی:در برابر مدیران بالاتر از خود مطیع و در برابر پرسنل پایین تر انعطاف ناپذیر هستند.

– چند پیشگی:گرفتن پست ها و مسئولیت های مختلف بدون توانایی انجام وظایف محوله(صرفاً جهت دریافت حقوق کلان و یا اهداف سیاسی)

-فقدان اقتدار،مشروعیت و مقبولیت نزد پرسنل و ارباب رجوع.

-عدم انطباق تحصیلات و شغل:مدیرانی که رشته تخصصی آنها هیچ سنخیتی با شغل و یا مسئولیت های محولهآنها ندارد.

– فقدان اختیارات و قدرت کافی:عدم واگذاری اختیارات کافی از سوی سطوح بالاتر سازمان به مدیران میانی و یا عملیاتی.

-فرد گرائی و خود محوری:عدم مشارکت سایر پرسنل در تصمیم گیری های سازمانی.

– رابطه گرائی:واگذاری مسئولیت های مهم به دوستان و آشنایان و یا افراد سفارشی بدون توجه به توانایی و کارایی آنها.

– وامدار بودن به دیگران.

v    جلوگیری از بروز انواع فساد اداری

جلوگیری از بروز انواع فساد اداری مفهوم کلی فساد اداری از دیدگاه سازمان مدیریت و برنامه ریزی:

عبارت است از اقدام های مأموران دولتی با هدف انتفاع و بهره برداری برای خود و یا اشخاص دیگر و یا در قبال دریافت مال خود و یا اشخاص دیگر که از راههای زیر انجام می پذیرد:

–        نقض قوانین ومقررات اداری.

–        تغییر و تفسیر قوانین و مقررات و ضوابط اداری.

–        تغییر در قوانین و مقررات اداری.

–        خودداری،کند کاری یا کوتاهی در انجام وظایف قانونی در قبال ارباب رجوع.

–        تسهیل و یا تسریع غیر عادی در انجام کار برای اشخاص معین در مقایسه با دیگران.

انواع فساد:

الف:فساد خرد وکلان:

فساد کلان، فسادی است که توسط مقام های مافوق اداری به صورت باندی و با ارقام قابل توجه صورت گرفته و بیشتر جنبه فساد سیاسی یا حاکمیتی دارد. فساد خرد،فسادی است که توسط کارکنان جزء صورت می گیرد.

ب:فساد سازمان یافته فساد فردی:

در فساد سازمان یافته وجه(رشوه)مورد نیاز و دریافت کننده در سیستم اداری مشخص است و پرداخت وجه انجام کار را تضمین می کند. در فساد فردی پایه به چند مأمور دولتی مبالغی پرداخت شود و ضمانتی هم برای اجرای قطعی خواسته رشوه دهنده نیست.

ج:فساد قاعده مند و فساد غالب:

فساد قاعده مند،فسادی است که احتمال کشف و مجازات در آن کاهش و انگیزه های فساد افزایش می یابد.فساد غالب،فسادی است که سراسر دستگاههای دولتی را فرا گرفته باشد.

          ریشه یابی برخی عوامل سازمانی در ترویج فساد:

۱-    عدم وجود شفافیت و پاسخگویی در فعالیت های نظام اداری:هر چه در یک سیستم باز،عدم شفافیت و پاسخگویی نسبت به ارباب رجوع و کل مجموعه و خصوصاً به سیستم های نظارتی بیشتر باشد به همان تناسبفساد اداری افزایش خواهد یافت و بالعکس هر چه ضریب پاسخگویی در یک سیستم بیشتر باشد فساد اداری کمتری در آن سازمان جریان خواهد داشت.البته باید توجه داشت که این مهم در سطوح عالی سازمان از اهمیت بیشتری برخوردار می باشد و هر چه مدیران عالی بیشتر به این موضوع متعهد و ملتزم باشند سطوح میانی و اجرایی نسبت به سازمان و ارباب رجوع و حتی مافوق های خود پاسخگو تر خواهند بود.

۲-    اعطای اختیارات بیش از حد به مدیران:در بعضی از سیستم ها دیده می شود که مدیری هم مسئول اجرایی امورات در سیستم بوده و هم وظیفه نظارت و بازرسی را بعهده دارد و این مسأله سبب فقدان شفافیت و عدم پاسخگویی صحیح در آن سازمان شده است.

۳-    عدم ثبات در مدیریت:وقتی که مدیر جایگاه خود را متزلزل دید این مسأله سبب کاهش انگیزه

وی نسبت به امور محوله به وی خواهد شد.کاهش انگیزه کاری سبب به وجود آمدن فساد اداری خواهد شد.

۴-    عدم وجود امنیت شغلی برای کارکنان.

۵-    نارسایی،پیچیدگی،تناقض و ابهام در قوانین و مقررات اداری.

۶-    عدم وجود نظام شایسته سالاری در عزل و نصب ها:یکی از مهمترین عوامل بروز فساد اداری از لحاظ رفتار سازمانی،نبود فضای شایسته سالاری در منصب های سازمانی است.

۷-    ناکارآمدی و ضعف نظام اداری.

۸-    بی کفایتی حرفه ای کارکنان.

۹-    باند بازی.

۱۰- عدم وجود نظام های صحیح انگیزشی و تشویق و تنبیه در اداره ها.

  ۱۱- ضعف دانش و تخصص مدیران.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


چهار + 5 =