آخرین خبرها
مردم به چه می خندند ؟

مردم به چه می خندند ؟

فرارو- «چرا مردم می‌خندند؟» شاید این سوال را از گوگل یا شخص دیگری پرسیده باشید و به جوابی نرسیده باشید. اما جواب اینجا است.

مردم برای برخی سوال‌های ابتدایی ولی دشوار به موتور جستجوی گوگل مراجعه می‌کنند و این موتور جستجو نیز در برخی از موارد هیچ جوابی ندارد. یکی از همین سوال‌های سخت این است که چرا مردم می‌خندند؟ اصلا مردم به چه چیزی می‌خندند؟

 اگر این سوال را شخصا از کسی بپرسید به شما خواهد گفت که مثلا به یک چیز بامزه، طنز و یا یک لطیفه می‌خندد. شوخ‌طبعی، طنز و لطیفه برای بشر خیلی ضروری است. شاید بتوان گفت از زمانی که زبان شکل گرفت شوخ‌طبعی نیز به وجود آمد. برای اثبات این ادعا می‌توان به نمونه‌هایی در مصر باستان که متعلق به ۲۶۰۰ سال پیش از میلاد است اشاره کرد. علاوه بر آن نمونه، یک کتاب جامع لطیفه رومی نیز از آن دوران به جای مانده است.

طنز همواره در زندگی بشر موجود بوده است. اما نکته‌ای که در مورد آن می‌توان گفت این است که معنای دقیق طنز در طول زمان دستخوش تغییر می‌شود. شاید در مورد آن لطیفه‌های رومی بتوان گفت که زمان با آن‌ها مهربان بوده است! مثلا یکی از لطیفه‌های مصر باستان این‌گونه است: «چگونه یک فرعون خسته را سرگرم کنیم؟ کافی است چندین زن جوان را سوار یک قایق کنیم و تورهای ماهیگیری را به دور آن‌ها بیندازیم. سپس به او بگوییم که برو و یک ماهی بگیر!»

 یک لطیفه عجیب دیگر هم بین رومی‌های باستان رایج بود: «شخصی اهل آبدِرا یک شخص تازه به صلیب کشیده شده را در حال دویدن می‌بیند. آن شخص اهل آبدرا می‌گوید: او واقعا دارد پرواز می‌کند!» آن شخص به خاطر اینکه به صلیب کشیده شده بود نمی‌توانست بچرخد و احتمالا از جایی سقوط کرده است. شاید این لطیفه برای آن دوران و بر اساس شرایطی بامزه بوده ولی الان هیچ نمکی ندارد. در حال حاضر ما لطیفه‌ها را بر اساس میزان بامزه بودنشان رتبه‌بندی می‌کنیم، اما همین لطیفه‌ها احتمالا برای آیندگان چندان هم بامزه نباشند. طنز موجود در لطیفه‌ها بر اساس فرهنگ و دلایل شخصی می‌تواند برای مخاطب جالب باشد و برای دیگری اصلا جذابیتی نداشته باشد.

معمولا ما انسان‌ها خنده و طنز را عمیقا با هم ارتباط می‌دهیم، اما این ارتباط آن‌گونه که فکر می‌کنیم نزدیک نیست. وقتی که داشتم بر روی بیان‌های آوایی – هیجانی تحقیق می‌کردم، همیشه از واژه «سرگرمی» برای اشاره به آن استفاده می‌کردم. با این حال اساس درک ما از «خنده» پیچیده است. مثلا زمانی که به یک لطیفه یا طنز می‌خندیم در واقع داریم به محیط اجتماعی آن می‌خندیم.

رابرت پراواین می‌گوید که خنده در حیات‌وحش یک رفتار اجتماعی به منظور تحکیم و نگهداری روابط اجتماعی است. او همچنین معتقد است گرچه ما خنده‌هایمان را به لطیفه و طنز ارتباط می‌دهیم، اما در حقیقت بیشترین زمان خنده ما مربوط به وقتی است که با دیگران صحبت می‌کنیم. در مکالمه‌های دونفره نیز ما به ندرت به لطیفه می‌خندیم.

احتمال خنده در حضور دیگران ۳۰ برابر بیشتر است

پراواین می‌گوید احتمال خنده در حضور دیگران ۳۰ برابر بیشتر است. ما معمولا به کسانی که دوستشان داریم یا وجه اشتراک داریم بیشتر و راحت‌تر می‌خندیم. فرض کنید که جایی رفته‌اید و شخصی در مورد چیزی عادی حرف می‌زند. ناگهان او از واژه‌ای استفاده می‌کند که در زبان شما معنایی دیگر دارد. در این شرایط اگر شخصی که کنار دست شما نشسته هم‌زبان شما باشد به احتمال زیاد هر دو می‌خندید، در غیر این صورت هیچ دیالوگی برقرار نشده و به ادامه آن گوش خواهید داد.

پراواین مشخصا می‌خواهد بگوید که ما به خاطر خنده دیگران است که می‌خندیم؛ خنده نیز مانند خمیازه است. اگر کسی بخندد شما هم خواهید خندید به ویژه اگر آن شخص را می‌شناسید. در حال حاضر ما می‌دانیم که خنده نشانه اجتماعی محبت و وابستگی است، اما خندیدن به همین‌جا محدود نمی‌شود. پژوهش انجام شده بر روی زوج‌ها نشان می‌دهد افرادی که با رفتاری مثبت مانند خنده به چیزهای بد و استرس‌زا واکنش نشان می‌دهند، رابطه بهتر و قوی‌تری دارند. خنده پدیده‌ای کاربردی برای اشخاصی است که می‌خواهند هیجان‌هایشان را تنظیم کرده و احساس بهتری داشته باشند. بنابراین لطیفه و طنز دو ابزار بسیار مهم هستند.

 اکثر ما وقتی که یک چیز جالب را می‌شنویم یا می‌خوانیم، سعی می‌کنیم آن را به شخص دیگری نیز بگوییم تا با هم بخندیم. این عمل در واقع لذت خنده را بیشتر می‌کند. یک نکته دیگر نیز در مورد خنده وجود دارد: ما به سختی به یاد می‌آوریم که چقدر خندیده‌ایم. اگر از شخصی بپرسیم که در مراسم هفته گذشته چقدر خندیده است، او قطعا تمام آن را به یاد نخواهد آورد. زیرا ما میزانی که خندیده‌ایم را معمولا کمتر حساب می‌کنیم. این نکته مختص شخص خاصی نیست، چرا که همه ما به همین شکل عمل می‌کنیم.

 اگر بخواهیم به طور خلاصه بگوییم، ما به خاطر طنز و لطیفه می‌خندیم، اما بیشتر از روی عشق و محبت است که می‌خندیم. ما می‌خندیم تا معنا و درک متقابل را برسانیم؛ می‌خندیم تا حال خودمان بهتر شود؛ می‌خندیم تا روابط قدیمی را متسحکم کنیم و روابط جدید را شکل دهیم. حالا وقتش رسیده تا خنده را بیش از پیش جدی بگیریم.

درباره‌ی روابط عمومی

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


× نُه = 72